جایگاه معابر در ساختار فضایی 

 جایگاه معابر در ساختار فضایی

1-1-1-1 پایه های تئوریک چیدمان فضا

در ابتدای این بخش باید عنوان کرد مفهوم چیدمان فضا در این تحقیق در برابر اصلاح “اسپیس سینتکس[1]”  بکار برده شده و نیز این مفهوم در خصوص جایگاه فضایی معابر و برای بررسی و تحلیل آنها مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراین چیدمان فضا در این تحقیق نه به معنای چیدمان کاربری بلکه به معنی اهمیت هر یک از معابر در ساختار کلی معابر شهر است.

وینستون چرچیل[2] می‌گوید ما ساختمان‌ها را شکل می‌دهیم و بعد این ساختمان‌ها هستند که ما را شکل می‌دهند. اساس تئوری چیدمان فضا نیز در این نکته نهفته است (Ratti.carlo,2003,1).

تحلیل چیدمان فضا یک روش و تکنیک نمایش، کمی سازی، تعیین رابطه دو فضا با یک فضای سوم و یا سنجش وابستگی بین فضاها در یک مجموعه از فضاها می‌باشد و از کامپیوتر برای تحلیل پیکربندی شهر استفاده می‌کند. (همان).

این نظریه توسط هیلیر و هانسون در سال 1984 میلادی در لندن پایه ریزی شد و اساس آن بر تحقیق در نحوه ارتباط بین فرمهای اجتماعی و فضایی می باشد (ريسمانچيان، اميد و سايمون بل، 1389: 50).

روش چیدمان فضا رابطه ترتيبي و چيدماني كليه فضاها را با يكديگر تجزيه و تحليل می‌کند و ویژگی‌های فضاهاي شهر را به صورت گرافيكي و نيز به صورت پارامترهاي رياضي ارائه می‌دهد. بنابراين نظريه چيدمان فضا ترتيب قرارگيري فضاها در كنار یکدیگر تأثیری مستقيم بر نحوه استفاده از فضاها دارد (عباس زادگان . 1381. 64).

چیدمان فضا عمدتاً بر روی الگوی حرکت پیاده در شهر تاکید می‌کند ولی دامنه استفاده از آن به حوزه‌های ترافیک شهری، پیش بینی سطح آلودگی هوا، ارزیابی رخدادهای شهری در محلات مختلف و تخمین پتانسیل‌های توسعه خرده فروشی در خیابان‌ها نیز کشیده شد و در سال‌های اخیر نیز در شبیه سازی مورد استفاده قرار گرفته است  (“Space Syntax | science-based,” n.d.).

هدف اين نظريه تحليل نحوه ترتيب و چيدمان فضاهاي موجود در سطوح شهري است تا از طريق آن اولاً نقش و كاركرد هر فضا را تحليل كند و ثانیاً از طريق موقعيت و كاركرد فضا، رفتار و فعاليت اجتماعي شهرونداني را كه در اين فضاها فعاليت می‌کنند تحليل نمايد. (جمشيدي، محمود،1382، 20).

روش چيدمان فضا ارتباط كليه فضاهاي شهري را با يكديگر تجزيه و تحليل می‌کند و نتايج را به صورت پارامترهاي رياضي و گرافيكي ارائه می‌دهد. پارامترهاي رياضي می‌توانند در ايجاد مدلي كه نحوه عملكرد و رفتار را در فضاهاي شهري پيش بيني كند مورد استفاده قرار گيرند. داده‌های گرافيكي تجزيه و تحليل چيدمان فضا ابزار بسيار موثري در برنامه ريزي و طراحي شهري محسوب می‌گردد به نحوي كه تأثیر دخالت‌های كالبدي  در بافت شهر به صورت گرافيكي ديده می‌شود.لذا طراح شهر در مرحله ايجاد گزینه‌های مختلف طراحي می‌تواند تأثیر انتخاب خود را بر ساختار كلان شهر مشاهده كند. ( عباس زادگان. 1381. 66).

بسياري از محققيني كه از اين روش بهره جسته‌اند، به اين نتيجه رسیده‌اند كه روش چيدمان فضا روش است كه در پيش بيني حركت عابر پياده و همچنين سطح استفاده از فضا بسيار موفق است.

اين نظريه با روش چيدماني و با كمك نمايش گراف‌های همبند كه يك شاخه از رياضيات گسسته است، نحوه پيكربندي فضايي يا نحوه چيدمان فضاهاي شهري در كنار يكديگر را مدل سازي و تحليل می‌کند. در واقع اين نظريه به دنبال تحليل فرم‌های شهري از طريق مدل سازي رياضي آن‌هاست (جمشيدي، محمود، 1382، 20).

1-1-1-2 ترافیک حاصل از ساختار و پیکره‌بندی فضایی

هيلير[3] معتقد است كه برخلاف نظریه‌های جاذب‌های فضايي، اين پیکره‌بندی فضايي شبكه معابر است كه حركت درون‌شهری را شكل می‌دهد. اگرچه پیکره‌بندی فضايي می‌تواند بر جاذب‌های فضايي و حركت تأثیر بگذارد، اما نمی‌تواند از آن‌ها تأثیر بپذيرد. ( ريسمانچيان، اميد و سايمون بل، 1390،73).

تحقیقات چیدمان فضا[4] سعی دارد با نگاهی تازه، محیط‌های مصنوع(شهر) را به‌عنوان یک سیستم یکپارچه فضایی در نظر گرفته و با تحلیل آن‌ها ازنقطه‌نظر ترکیب‌بندی و ترتیب فضایی[5] و ارتباط آن‌ها با هم، و همچنین روشن کردن پایه‌ها و الگوهاي ساختاري آن، به این راهکارها دست یابد. (Hillier,1998,2)

تاکید این نظریه بر این است که در درک عمیق فضاهای شهری، نقش هر فضای شهری به صورت انفرادی و خصوصیات فردی آن فضا در مقياس خرد در مقابل نقش آن در ترکیب با دیگر عناصر شهر و خصوصیاتش در مقیاس کلان و کل سیستم شهری از اهمیت کمتری برخوردار هست ( ريسمانچيان، اميد و سايمون بل،1389،50).

عملاً بنیان‌گذاران چیدمان فضا عامل ثابت ” فضا” را قانونمند می‌بینند و از قوانین فضایی برای تحلیل و تعریف شهر استفاده می‌کنند. (علی پور، میثم،1386،2)

اين نظريه معتقد است كه فضاهاي شهري محصول روابط اجتماعي بوده و ارتباط بين فضاهاي شهري اهداف اجتماعي را دنبال می‌کند، به‌طوری‌که درك ارتباط بين فضاهاي شهري می‌تواند به درك الگوهاي رفتاري و تحلیل‌های كمي عوامل كيفي- رفتاري كمك كند. اين نظريه بر اين باور است كه پیکره‌بندی فضايي و نحوه تركيب فضاهاي شهري عامل اصلي الگوي پخشايش فعالیت‌های اجتماعي- اقتصادي مانند الگوي پخشايش کاربری‌های تجاري، الگوي پخشايش قومیت‌های مختلف و نيز الگوي پخشايش حركت در سطح شهر است. به‌طور مثال اين نظريه می‌گوید كه پیکره‌بندی فضايي و نحوه ارتباط بين فضاهاي شهري الگوي حركت در شهر را شكل می‌دهد و باعث رشد ساختاري فضاي شهر می‌شود و با درك اين ارتباط می‌توان الگوي حركت را در سطح شهر به‌صورت كمي شناسايي كرده و از آن به‌منظور درك ساختار فضايي استفاده كرد ( ريسمانچيان، اميد و سايمون بل،1389،50).

ارتباط بین کاربری زمین و حمل و نقل در پارادایم های مختلفی مورد توجه قرار می گیرد که دو رویکرد اقتصادی/ رفتاری[6] و برنامه ریزی ریاضی و تعادل شبکه[7] مطرح می باشند

رویکرد اول بر اصول اقتصادی و سود حداکثری استوار است و اعتقاد بر این است که زمین بر اساس قیمت به کاربری های مختلف تخصیص می یابد. در این رویکرد دسترسی یک موضوع جنبی است. در رویکرد دوم مدل های ریاضی به منظور تخصیص فعالیت ها بهینه می گردند، وجه تشابه هر دو رویکرد کمینه کردن هزینه ها می باشد (Giuliano, 1988, p. 4).

1-1-1-3 بررسی نقش ساختار و پیکره بندی فضایی شهر بر ترافیک

تئوري چیدمان فضا بر اين عقيده است كه در درك پيچيدگي شهر، ارتباط بين اجزا و عوامل سازنده شهر نقش مهم‌تری را نسبت به تك تك اجزا ايفا می‌کند .  اين نظريه معتقد است كه فضاهاي شهري محصول روابط اجتماعي بوده و ارتباط بين فضاهاي شهري اهداف اجتماعي را دنبال می‌کند، به طوري كه درك ارتباط بين فضاهاي شهري می‌تواند به درك الگوهاي رفتاري و تحلیل‌های كمي عوامل كيفي- رفتاري كمك كند. اين نظريه بر اين باور است كه پيكره بندي فضايي و نحوه تركيب فضاهاي شهري عامل اصلي الگوي پخشايش فعالیت‌های اجتماعي- اقتصادي مانند الگوي پخشايش کاربری‌های تجاري، الگوي پخشايش قومیت‌های مختلف و نيز الگوي پخشايش حركت در سطح شهر است. به طور مثال اين نظريه می‌گوید كه پيكره بندي فضايي و نحوه ارتباط بين فضاهاي شهري الگوي حركت در شهر را شكل می‌دهد و باعث رشد ساختاري فضاي شهر می‌شود و با درك اين ارتباط می‌توان الگوي حركت را در سطح شهر به صورت كمي شناسايي كرده و از آن به منظور درك ساختار فضايي استفاده كرد.  هيلير معتقد است كه بر خلاف نظریه‌های جاذب‌های فضايي، اين پيكره بندي فضايي شبكه معابر است كه حركت درون شهري را شكل می‌دهد. اگرچه پيكره بندي فضايي می‌تواند بر جاذب‌های فضايي و حركت تأثیر بگذارد، اما نمی‌تواند از آن‌ها تأثیر بپذيرد. ( ريسمانچيان، اميد و سايمون بل، 1390،73).

بر این اساس صرف نظر از اینکه چه کاربری هایی در شهر وجود دارند و در کجای شهر قرارگرفته اند، ترافیک در معابر شهری می تواند با توجه به ترتیب فضایی و پیکره بندی کلی شهر تحلیل شود

1-1-1-4 روش تحلیل با استفاده از مدل چیدمان فضا

چیدمان فضا بر اساس دو پیش فرض اصلی بسط داده شده است. پیش فرض اول اینکه فضا به عنوان بستری برای فعالیت در نظر گرفته نشود بلکه به عنوان خصیصه ذاتی آن در نظر گرفته شود. به این ترتیب حرکت در یک فضای خطی رخ می‌دهد و تأملات اجتماعی در یک فضای محدب و نیز محدوده بصری مخاطب با توجه به حرکت و تغییر زاویه دید او تعریف می‌شود، هرکدام از این ایده‌های هندسی قابلیت توصیف نحوه فعالیت ما در فضا را دارا می‌باشند.

پیش فرض دوم در این روش این است که خصوصیات فضاها به صورت انفرادی در شکل دادن به رفتار مخاطب، به اندازه نحوه ترکیبشان با دیگر فضاهای موجود در سیستم حائز اهمیت نیستند. این ارتباط همان پیکره بندی فضایی می‌باشد.

در مرحله بعد روش چیدمان فضا الگوی ترکیب این فضاها و نحوه ارتباط بین آن‌ها را از طریق تبدیل آن به یک گراف مورد تحلیل قرار می‌دهد، از طریق تحلیل گراف‌های به وجود آمده یک سری متغیرهای معمول بدست می‌آید. این متغیرها به خودی خود دارای ارزش خاصی نمی‌باشند بلکه به واسطه برقراری ارتباط بین این متغیرها و کیفیت‌های اجتماعی موجود در بستر مورد نظر می‌باشد که این تحلیل ارزش پیدا کرده و تبدیل به ابزاری در شناخت ساختار فضایی می‌گردد.

متغیرهای اصلی به وجود آمده از این فرآیند میزان همپیوندی و جدا افتادگی می‌باشد که در شناخت ساختارهای فضایی و اجتماعی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرند. به این ترتیب نحوه پخشایش ارزش همپیوندی و جدا افتادگی در بستر مورد تحقیق می‌تواند امکان مقایسه آماری و کمی را در فضاهای مختلف از فرهنگ‌های مختلف را به وجود آورد و یا به عبارت دیگر امکان تحلیل‌های کمی الگوهای اجتماعی را که معمولاً کیفی می‌باشند به وجود می‌آورد ( ريسمانچيان، اميد و سايمون بل، 1389،52).

1-1-1-5 نمایش خطی فضاهای شهری در روش چیدمان فضا

روش چیدمان فضا با عناصر هندسی مانند خط سروکار دارد بدین صورت که فضاهای شهری را برای درک ساده‌تر با خط نشان می‌دهد که به آن در اصطلاح نقشه خطی  می‌گویند (عباس زادگان، 1381 ، 68 )

این نظریه معتقد است که ساختار شهر را نمی‌شود با دید پرنده درک کرد و مبنای درک ساختار شهر دید انسان و عابر پیاده از فضاهای شهری می‌باشد. به این ترتیب در این تئوری شهر به صورت یک سیستم گسسته تعریف می‌شود که هر یک از عناصر آن به طور مجزا قابل درک می‌باشند. این سیستم‌های عبارتند از طولانی‌ترین کانال‌های بصری-حرکتی که مخاطبان در آن حرکت کرده و شهر را درک می‌کنند( ريسمانچيان، اميد و سايمون بل، 1389،53).

ساختار شهر نیز از برقراری ارتباط بین این عناصر در ذهن مخاطب به وجود می‌آید. هرکدام از این کانال‌های بصری-حرکتی برای تحلیل‌های پیشرفته‌تر با یک خط نشان داده می‌شوند. در مرحله بعد بر اساس تحلیل‌های ریاضی و گراف، تقاطع این خطوط با یکدیگر مورد بررسی قرار می‌گیرند بدین ترتیب که، تقاطع هر دو خط نشان دهنده ارتباط آن‌ها با یکدیگر می‌باشد.

روش تهیه نقشه خطی بدین صورت‌ است که ابتدا تمامی فضاهای شهری به صورت فضاهای محدب تقسیم بندی می‌شوند. منظور از فضای محدب فضایی می‌باشد که اگر ناظر از داخل این فضا به تمامی نقاط دیگر این فضا نگاه کند، خط فرضی دید لبه‌های فضا را قطع نکنند. نکته مهم این است که کل شهر با کم‌ترین تعداد این فضاهای محدب پوشیده شود. در مرحله بعد خطوط مورد نظر رسم می‌شوند. روش کار بدین صورت است که این خطوط باید از داخل تمام فضاهای محدب فرضی عبور داده شوند به طوری که کل شهر با طولانی‌ترین خطوط و با کم‌ترین تعداد خط پوشیده شود. بدین صورت یک خط می‌تواند از چندین فضای محدب در آن واحد عبور کند(عباس زادگان، 1381 ، 69 )

[1] Space syntax

[2] – Winston Churchill

[3] Hillier

[4] Space Syntax

[5] Configurationally

[6] Economic/ Behavioral

[7] Mathematical programing/ Network equilibrium