سبک زندگی سلامت محور زنان

– نظریه­ی کنش منطقی[1] و رفتار برنامه ریزی شده [2]

در اواخر دهه­ی1980 و اوایل دهه­ی1990، مارتین فیش باین و آیسک آجزن، نظریه­ی عمل منطقی را مطرح نمودند. این تئوری مدعی است که قصد رفتاری مقدم بر رفتار بوده و به وسیله­ی نگرش نسبت به رفتار و هنجار ذهنی مشخص می­گردد. نگرش نسبت به رفتار شامل احساس تمایل یا تنفر کلی شخص نسبت به هر گونه رفتار مشخص بوده و به وسیله باورهای رفتاری (باورهایی مبنی بر اینکه انجام یک رفتار مشخص منجر به پیامدهای معین می­گردد) و ارزشیابی­های پیامد (ارزشی که شخص بر هر گونه پیامد ناشی از انجام یک رفتار مشخص می­نهد)، تعیین می­شود. هنجار ذهنی عبارتست از باور شخص در مورد اینکه بیشتر افراد مهم در زندگی وی فکر می­کنند او باید یا نباید اقدام به انجام رفتار موردنظر نموده و به وسیله­ی باورهای هنجاری (باورهای شخص در مورد اینکه سایر افراد مهم در زندگی وی، تمایل دارند او چگونه رفتار کند) و انگیزش به پیروی (درجه­ای که در قالب آن شخص خواستار عمل مطابق با تمایلات درک شده­ی افراد مهم در زندگی اش می­باشد) معین می گردد (صفاری و دیگران، 1388 : 6-60).

در اواخر دهه­ی1980 و اوایل دهه­ی1990، آجزن ساختار کنترل رفتاری درک­شده (چقدر شخص احساس می­کند که مطابق با راستای رفتار مشخص برخورد می­نماید) را به نظریه­ی کنش منطقی افزود و نظریه­ی رفتار برنامه­ریزی­شده را پدید آورد. ساختار کنترل رفتاری درک­شده وابسته به باورهای کنترل (باورهایی در مورد عوامل داخلی و خارجی که می توانند باعث جلوگیری یا تسهیل انجام رفتار گردند) و قدرت درک­شده (ادراک این موضوع که چقدر انجام رفتار مورد نظر در هر شرایطی که در قالب باورهای کنترل تعریف شده است آسان یا دشوار می­باشد)، است. هر دو نظریه به طور گسترده­ای در آموزش بهداشت و ارتقای سلامت مورد استفاده قرار گرفته­اند و هم چنان نیز کاربرد دارند. البته از محدودیت­های شناخته شده­ی این دو نظریه می­توان به فقدان تمرکز بر تغییر رفتار، عدم توجه به همه عوامل پیش بینی­کننده، فاصله میان کنترل رفتاری درک­شده و کنترل رفتاری واقعی، تاکید انحصاری بر تفکرات منطقی، تغییرات موجود در ساختارهای پیش­بینی کننده، تکیه بر خود گزارش­ها و تاثیر پذیری از پرسشنامه­های اندازه­گیری اشاره کرد. نمودار زیر، ساختارهای کلیدی نظریه­ی عمل منطقی و رفتار برنامه ریزی­شده را نشان می­دهد (صفاری و دیگران، 1388 : 61-60).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

باورهای رفتاری
ارزشیابی پیامدهای رفتاری
نگرش نسبت به رفتار
باورهای هنجاری
انگیزش برای پیروی
هنجار ذهنی
قصد رفتاری
رفتار
باورهای کنترل
قدرت درک شده
کنترل رفتاری درک شده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 3-1 : مدل نظریه­ی عمل منطقی و رفتار برنامه­ریزی شده، (منبع : صفاری و دیگران، 1388 : 62).

3-1-3- مدل تغییر رفتار [3]

اين مدل در سال 1979 توسط پروچاسکا بنا نهاده شد. در سال 1980 پروچاسکا و ديکلمنته مدلي را با محورهاي اصلي آمادگي يک فرد براي تغيير، تلاش براي دگرگوني و پيشرفت بسوي رفتار سالم معرفي نمودند. مراحل مدل اينها از تحقيق در باب مسئله ترک سيگار و درمان اعتياد الکل و مواد مخدر منتج شد و در سالهاي اخير براي حل ساير معضلات بهداشتي مانند تغييرات تغذيه­اي نيز بکار می­رود. تغيير در رفتار بعنوان فرايند نه يک حادثه نگريسته مي­شود که فرد در سطوح مختلف انگيزه و آمادگي براي تغييرات قرار دارد. از آنجايي که مردم در نقاط مختلف اين فرايند هستند مداخلات برنامه ريزي شده بايستي با هر مرحله منطبق باشند. شش مرحله که در اين مدل تعريف شده است عبارتند از: 1) -مرحله قبل از تفکر- شخص از مشکل آگاه نيست و يا بطور جدي در مورد مسئله بهداشتي فکر نکرده است.    2)- مرحله تفکر- شخص بطور جدي در مورد مسئله حادث شده فکر مي­کند.    3)- مرحله آمادگي يا قصد- شخص برنامه براي عمل دارد و آخرين انطباق‌ها را قبل از تغيير رفتار صورت مي­دهد.   4)- مرحله عمل- شخص برنامه عملياتي ويژه‌اي را براي اصلاح رفتار و محيطش انجام مي‌دهد.   5)- مرحله ماندگاري- فرد رفتار مورد علاقه و جايگزين شده جديد را ادامه مي‌دهد (مراحل توصيه شده بطور دوره‌اي براي جلوگيري از عود رفتار ناسازگار تکرار مي‌شوند).   6)- مرحله نهايي- فرد هيچ تلاشي و هيچ مقاومتي براي عود رفتار نادرست انجام نمي‌دهد. در عود شخص به رفتار سابقش رجوع مي‌کند و عود مي‌تواند در هر کدام از مراحل عمل و ماندگاري رفتار اتفاق بيافتد. اين مدل بيشتر از آنکه مدلي خطي باشد، مدلي دوار و چرخشي است. در حقيقت در طول اين سيکل دايره‌اي فرد ممکن است در هر کدام از مراحل تفکر، قصد، عمل، عود و بازگشت مجدد به مدل قبل از آنکه به مرحله نهايي برسد از مدل خارج گردد (صفاری و دیگران، 1388 : 67 – 66 ).

 

3-1-4- مدل قصد رفتاری[4]

این مدل در سال 1967 توسط مارتین فیش بین ارائه شد و در سال 1975 با همکاری آیزن کامل شد و به عنوان یک مدل رسمی ارائه گردید. مدل قصد رفتاری بر مبنای تئوری عمل منطقی[5] (نشان می­دهد انسان­ها کاملاً منطقی بوده و به طور سیستماتیک از اطلاعاتی که معمولاً در اختیار آنان است استفاده می کنند)، استوار است و این تئوری نیز کاربرد نظریه­ی دیگری به نام انتظار ارزش[6] (که نشان می­دهد وقتی افراد دست به رفتاری می­زنند که از آن رفتار انتظار سود و ارزش داشته باشند) است.

در نظریه­ی قصد رفتاری فیش بین و آیزن معتقدند کلاً پیش بینی رفتارها مشکل نیستند. همیشه قصد منجر به رفتار نمی­شود و همیشه ارتباط کاملی بین رفتار و قصد وجود ندارد. قصد لازمه­ی رفتار است ولی برای آن کافی نیست.

عوامل تعیین­کننده­ی قصد در این نظریه عبارتند از : عامل شخصی که مربوط به سرشت خود شخص است، بازتاب تاثیر اجتماع یعنی فشارهای اجتماعی که از سوی افراد بانفوذ جامعه بر روی تصمیم­گیری و اتخاذ رفتار فرد تحمیل می­شوند. عامل شخصی مربوط به ارزشیابی مثبت و منفی فرد از انجام یک رفتار است که به نگرش نسبت به رفتار معروف[7] است، ممکن است نگرش یک فرد برای انجام رفتاری مثبت باشد ولی نگرش فرد دیگر نسبت به انجام همان رفتار منفی باشد. بنابراین نگرش افراد در برابر موضوعات مختلف متفاوت هستند.

دومین عامل موثر بر قصد فرد، عامل اجتماعی است که مربوط می شود به فهم یا درک شخص از فشارهای اجتماعی که بر شخص وارد می­شود که کاری را انجام بدهد یا ندهد که به هنجارهای انتزاعی[8] معروف است. وقتی که یک فرد می­خواهد برای انجام کاری قصد نماید تحت تاثیر یکی یا هر دو عامل فوق قرار می­گیرد. دو عامل در به وجود آمدن نرم­های انتزاعی یا فشارهای اجتماعی دخالت دارد : 1- اعتقادات نرمی[9] : اعتقاداتی که زیر بنای نرم­های انتزاعی هستند. چون افراد ذینفوذ و مورد اعتماد شخص، انجام رفتاری را از فرد می­خواهند، فرد نسبت به انجام آن کار اعتقاد پیدا کرده و قصد انجام رفتار می­نماید، این اعتقاد فرد را که با توجه به خواسته افراد مورد اعتماد صورت می­گیرد، اعتقادات نرمی می­گویند.

2- انگیزه های اطاعت فرد [10] : گاهی اوقات انگیزه های اطاعت فرد (ترس، احترام) تشکیل دهنده­ی نرم­های انتزاعی بوده و منجر به قصد برای انجام رفتار می­شود. تصمیم برای اتخاذ رفتار به دو عامل زیر بستگی دارد : قدرت خواسته شخص (تا چه مقدار نگرش فرد بالاست)، حساسیت فرد به فشار (چه مقدار در مقابل فشار مقاومت دارد و یا به آن بی اعتناست) (دیدارلو و دیگران، 1388 : 87-86). نمودار 3-2- طرح مدل مذکور را نشان می دهد.

اعتقادات درباره­ی نتایج رفتار

و ارزیابی از نتایج رفتار

اعتقادات نرمی و

انگیزه برای اطاعت

نگرش نسبت به رفتار
نرم­های انتزاعی
قصد رفتاری
رفتار بهداشتی

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 3-2 : طرح مدل قصد رفتاری (منبع : دیدارلو و دیگران، 1388 : 87-86).

 

3-1-5 – مدل ارتقاء دهنده سلامت [11]

مدل ارتقاءدهنده­ سلامت توسط پندر[12] (1996) مطرح شده است. این مدل که از تئوری­های ارزش- انتظار و شناخت اجتماعی نشات می­گیرد جهت پیش­بینی رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت به وجود آمده است. این مدل سعی می­کند انتظارات و ویژگی­های فردی و اینکه چگونه رفتارهای ویژه شناخته می شوند و بر خروجی­های رفتاری موثرند را توضیح و تبیین کند. طبق مدل مذکور، دو نوع از ویژگی­ها و انتظارات فردی وجود دارد که بر خروجی­های رفتاری موثرند :

1- رفتارهای پیشین فرد که جزء متعلقات فرد به حساب می­آید.    2- ویژگی­های شخصی که متشکل از تجارب فرهنگی – اجتماعی، روان شناختی و بیولوژیکی است.

چهار متغیر ویژه رفتاری با اهمیت یکسان که بر پیامدهای رفتاری تاثیر می­گذارند وجود دارد. این چهار متغیر عبارتند از : منفعت ادراک­شده از کنش، محدودیت ادراک­شده از کنش، خود اثربخشی ادراک­شده و تاثیر مربوط به عمل. این متغیر­ها در ترکیب با تاثیرات موقعیتی و بین­شخصی، اجزایی برای تعهد افراد جهت تصمیم­گیری برای عمل­کردن هستند. خوشبختانه، تعهد افراد برای تصمیم به عمل کردن در رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت نتیجه خواهد داد.

عواملی که بر رفتارهای سلامت تاثیر می­گذارند، چندبعدی هستند. همه عوامل با هم در ارتباط هستند و بنابراین نتایجی را به وجود می­آورد که هم تاثیرات مستقیم و هم تاثیرات غیرمستقیم بر رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت دارد. این عوامل جریان­هایی را حمایت می­کنند که بر افراد برای تصمیم گیری و مشارکت در رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت تاثیر می­گذارند. شناسای روابط درونی و درک پویای­هایی که رفتارهای ویژه سلامت را تسهیل می­کنند بینشی را هم در مورد رفتارهای مخاطره­آمیز سلامت و هم رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت ایجاد می­کند (پندر، 2012).

[1] .Theory of reasoned action

[2] .Theory of planned behavior

[3] . chang behavior model

[4] .Behavioral Intention Model

[5] .Theory of reasoned Action

[6] . Value – Expectancy Theory

[7] . Attitude toward the behavior

[8] .Subjective Norms

[9] . Normative Beliefs

[10] .Motivation to comply

[11] . promotion health model

[12] .pender