سلامت اجتماعی

ازآنجایی‌که سلامت جسمی و سلامت روانی به وضعیت عملکرد فرد ارتباط مستقیم پیدا می­کند، سلامت اجتماعی با روابط بین فرد با دیگران و جامعه ارتباط دارد. دراین‌ارتباط مفاهیمی چون حمایت اجتماعی، اعتماد اجتماعی یا مفهوم مطرح­تر امروزی سرمایه اجتماعی برای سلامت اجتماعی طرح می­شوند.

لارسن و کييز سلامت اجتماعي را استنباط فرد از کيفيّت روابطش با افراد ديگر، نزديکان و گروه‌هاي اجتماعي که وي عضوي از آن‌هاست، تعريف مي‌کنند و معتقدند که مقياس سلامت اجتماعي بخشي از سلامت و پاسخ‌هاي دروني فرد (احساس، تفکّر و رفتار) را مي‌سنجد که نشانگر رضايت يا فقدان رضايت فرد از زندگي و محيط اجتماعي‌اش است که منجر به به­وجود آمدن شادی یا عدم آن می­شود (لارسون، 1996: 183). ریشه سلامت اجتماعی در «محیط‌زیست مادی مثبت» یعنی متوجه بر موضوع­های اقتصادی و اقامتی و «محیط‌زیست انسانی مثبت» است که شبکه اجتماعی فرد را در نظر می­گیرد (نیازی، 1390: 102). لایکوک[1] سلامت اجتماعی را به‌صورت شرایط و رفاه افراد در شبکه روابط اجتماعی شامل خانواده، اجتماع و ملت تعریف می­کند. برکمن[2] نیز معتقد است که تأثیر شبکه اجتماعی بر سلامت فرد عبارت است از پرورش روحیه­ی مشارکت و درگیری اجتماعی فرد در فرایندهای اجتماعی، سپری کردن اوقات فراغت خود با دوستان، مشارکت در نقش­های اجتماعی و شغلی، گرایش به فعالیت‌های مذهبی و تفریح کردن به همراه گروه که از نمونه­های بارز درگیری اجتماعی می­باشند؛ بنابراین از طریق فرصت­هایی که به‌واسطه عضویت در شبکه­های اجتماعی برای فرد فراهم می­شود تا در رویداد­های اجتماعی مشارکت کند، نقش­های اجتماعی معناداری از قبیل نقش­های اجتماعی شغلی، خانوادگی و والدینی را تعریف می­شود و از این طریق سلامت اجتماعی فرد ارتقا می­یابد (خیر اله پور، 1383: 43). مدل سلامت اجتماعی که توسط ریف[3] مطرح‌شده است، مفهوم سلامت اجتماعی را شامل ابعاد عملکرد مثبت ذهن و روان می­داند. این ابعاد عبارت­اند از: پذیرش خود، رشد شخصی، روابط مثبت با دیگران، تسلط بر محیط، هدفمند بودن در زندگی و استقلال.

به اعتقاد كييز و شاپيرو آنچه بيشتر به زندگي غنا و معنا مي‌بخشد، ارتباط با خويشاوندان، روابط و تجارب مشترك است. بنابراين آنان به توانايي فرد در تعامل مؤثر با ديگران و اجتماع به‌منظور ايجاد روابط ارضاكننده شخصي و به انجام رساندن نقش‌هاي اجتماعي، عنوان سلامت اجتماعي را مي‌دهند.

بر اساس اين ديدگاه، كييز سلامت اجتماعي را به‌عنوان کیفیّت روابط با ديگران كه شامل دوستان، نزديكان، آشنايان، همكاران و گروه­هاي اجتماعي كه فرد در آن‌ها عضویت دارد، موردمطالعه قرار مي­دهد. فرد سالم ازنظر اجتماعي زماني عملكرد خوب دارد كه اجتماع را به‌صورت يك مجموعه معنادار و قابل‌فهم و بالقوه براي رشد و شكوفايي بداند و احساس كند كه متعلق به گروه­هاي اجتماعي خود است و خود را در اجتماع و پيشرفت آن سهيم بداند. سلامت اجتماعي فردي به چگونگي وضعيت ارتباط فرد با ديگران در جامعه يا همانند جامعه‌پذیری وي اشاره دارد (كييز، 1386: 10). سلامت اجتماعي بر ابعادي از سلامت تأکید دارد كه به ارتباط فرد با افراد ديگر يا جامعه­اي كه در آن زندگي مي­كند مربوط مي­شود. ازنظر تجربي، مفهوم سلامت اجتماعي ريشه در ادبيات جامعه‌شناسی مربوط به ناهنجاري و بيگانگي دارد، اما مطابق با مدل سلامت‌محور، فقدان احساس ناهنجاري و بيگانگي ممكن است، بيانگر حضور سلامت اجتماعي نباشد (کییز، 1386: 4). ازنظر دوركيم[4] بهنجاري اجتماعي به چگونگي وضعيت ارتباط فرد با ديگران در جامعه يا همان جامعه‌پذیری وي اشاره دارد. ازنظر دوركيم هر نوع قطع ارتباطي بين فرد و جامعه به‌گونه‌ای كه افراد در چارچوب‌های اجتماعي جذب نگردند، زمینه‌ای آنوميك و مساعد براي رشد انحرافات اجتماعي می‌باشد. در چنين حالتي، نوعي فردگرايي افراطي، خواسته‌های فرد را در مقابل حيات اجتماعي قرار می‌دهد. ازنظر وي هر نوع فاصله بين فرد و جامعه كه به عدم ادغام افراد در چارچوب‌های اجتماعي می‌انجامد، به انحرافات اجتماعي ميدان می‌دهد (حسینی، 1387: 21). كييز از نظریه‌پردازان سلامت اجتماعي، به رابطه قوي بين سلامت اجتماعي، ازخودبیگانگی و ناهنجاری‌ها اشاره‌کرده است و در مطالعه سلامت اجتماعي در ایالات‌متحده نتايج زير را به دست آورده است:

1-بين سلامت اجتماعي با رفتارهاي اجتماع­پسند و مسئولیت‌پذیری زندگي اجتماعي رابطه‌های مثبت زيادي مشاهده شد.

2-همچنين سطوح سلامت اجتماعي به‌خصوص انسجام اجتماعي و مشاركت اجتماعي در افرادي كه با اطرافيان خود براي حلّ مسائل و مشكلات همكاري و همفكري می‌کردند در مقايسه با افرادی كه با اطرافيان خود ارتباط نداشتند ميزان بالاتري داشت.

3-همچنين گرچه مشخص نيست سلامت اجتماعي، معلول يا علّت مسئولیت‌پذیری در برابر زندگي اجتماعي است، امّا به‌طور واضحي با جايگاه و رضايت از زندگي اجتماعي رابطه دارد (كييز، 2004: 48 به نقل از سام آرام، 1388: 12).

[1] Laycock

[2] Berkman

[3] Ryff

[4] Durkheim