ساختار کار و کاسبی پلتفرمی و کاربردهای اون 

 

پلتفرما مدلی واسه کسب وکارند که از راه آسون کردن تبادل بین دو یا چند گروهِ وابسته به همدیگه، ارزش ایجاد می کنه؛ این گروه ها معمولا مشتریا و تولید کنندها هستن. پلتفرما واسه محقق کردن این تبادل، شبکه ای بزرگ و اندازه پذیر ایجاد می کنن که متشکله از کاربرها، و منابعی که باید در موقع نیاز در دسترس باشن. این پلتفرما بازارهای شبکه ای و انجمنایی ایجاد می کنن که به کاربران اجازه تبادل و برهم عمل می ده. حالا در این مقاله می خواهیم بیشتر با این پلتفرما و کار و کاسبی پلتفرمی آشنا شیم.

 

این کسب وکارا مثل فیس بوک، اوبر یا علی بابا، برخلاف کسب وکارای خطی، موجودی خود رو به طور مستقیم از راه زنجیره تأمین ایجاد و کنترل نمی کنن. پلتفرما وسایل تولید رو در اختیار ندارن، بلکه وسیله های رابطه رو جفت و جور می کنن.

پلتفرمای موفق با کم شدن هزینه و/یا ایجاد امکان نوآوریای بیرونی، تبادلا رو آسون کردن می کنن. این اکوسیستما با استفاده از تکنولوژیای ارتباطی، پلتفرما رو قادر میسازن مقیاسی پیدا کنن که کسب و کارای سنتی نمی تونستن بهش دست پیدا کنن.

پلتفرم شامل چه چیزایی نمی شه؟

باید به یاد داشته باشین که پلتفرم ، مدلی واسه کسب وکاره و نه فقط یه جور تکنولوژی. خیلی از افراد، پلتفرم رو با اپلیکیشنای موبایل یا سایتا اشتباه می گیرن؛ پلتفرم تنها یه جور نرم افزار نیس، بلکه یه جور مدل کسب وکاره که با گردهم آوردن مشتریا و تولید کنندها ارزش ایجاد می کنه.

عادی ترین سوءاستفاده از اصطلاح «پلتفرم» وقتیه که واسه توضیح بسته های نرم افزاری از اون استفاده می کنن. درواقع در این موارد، از واژه «پلتفرم » فقط واسه بازاریابی استفاده شده. ما این شرکتای سنتی و غیرپلتفرمی رو «کسب و کارای خطی» می گیم، چراکه فعالیتای اونا رو از راه زنجیره تأمینِ خطی خوب میشه توضیح داد.

به طورکلی شرکتای خطی ارزش رو به شکل جنسا یا خدمات ایجاد می کنن و بعد اونو به افرادی میفروشن که در پایین دست زنجیره تأمین شون قرار دارن.

کسب و کارای خطی چه کارخانه تولید خودرو باشن، مثل جنرال موتور، چه جفت و جور کننده ی محتوا، مثل HBO، برخلاف پلتفرما موجودی خودشون رو دارن و این موضوع در ترازنامه هاشون نشون داده می شه. شرکتای فناورانه ای مثل نت فلیکس که واسه محتوایش پول پرداخت می کنه یا خودش مجوز اونو صادر می کنه، در این دسته قرار می گیرن. گرچه نت فلیکس، شرکتی فناورانهه، بازم کسب وکاری خطی حساب می شه و پلتفرم نیس.

ساختار کار و کاسبی پلتفرمی و کاربردهای اون  آموزشی

به یاد داشته باشین: طراحی پلتفرم فقط به ایجاد تکنولوژیای اساسی مربوط نمی شه، بلکه به این مربوط می شه که کل کسب وکار چیجوری فهم و ایجاد می شه، چیجوری تولید ارزش می کنه و چیجوری شبکه می سازه.

ساختار کار و کاسبی پلتفرمی و کاربردهای اون  آموزشی

در قرن بیست ویکم دیگر زنجیره تأمین، محل اصلی تجمع ارزشای کسب وکار نیس. چیزی که شرکتا صاحب اون ان، در مقایسه با منابعی که می تونن به اونا وصل شن، اهمیت کمتری داره.

در مدلای قدیمی، اندازهْ نتیجه سرمایه گذاری و رشد منابع داخلی کسب وکار بود، اما در جهان شبکه ای، اندازه، نتیجه تقویت شبکه ای بیرونی در کنار کسب وکارتانه. این شبکه واسه موفقیتِ هر کار و کاسبی پلتفرمی ای ضروریه.

پلتفرما اقتصاد رو تصرف کردن

مدل پلتفرمیِ کسب وکار، مدل جدیدی نیس. درواقع اونا قدمتی به درازای تاریخ تمدن بشری دارن و در بازارهای ساده و حراجیا در روم قدیم هم وجود داشتن.

در قرن بیستم، مدلای کار و کاسبی پلتفرمی رو در مغازها و حراجیا می دیدیم. این کسب وکارا مثل اجدادشان مکانی فیزیکی واسه آسون کردن تبادلا داشتن. اما الان به یُمن تکنولوژیای ارتباطی، پلتفرما این امکان رو به ما میدن که ارزش تولیدشده رو از راه شبکه ای تمرکززدایی شده از افراد، تبادل کنیم. درنتیجه پلتفرمای کسب وکار امروزی می تونن تبادلا رو در مقیاسی بی سابقه پیشرفت دهند.

ساختار کار و کاسبی پلتفرمی و کاربردهای اون  آموزشی

سه پلتفرمی که الان بیشترین موفقیت رو کسب کردن، عبارت ان از گوگل، اپل و فیس بوک. اما اونا فقط قله ی کوه یخی هستن که بخش بسیار خیلی از اون درون آب قرار داره. تعداد پلتفرما در رأس اقتصاد ما در حال افزایشه. در سال ۲۰۱۶، چار مورد از پنج برند مهم دنیا و یازده مورد از بیست برند برتر که فوربس اونا رو معرفی کرده بود، شرکتای پلتفرمی بودن. در اول سال ۲۰۱۷ هم هر پنج برند برتر، شرکتای پلتفرمی هستن.

درواقع الان بیشترِ شرکتای سهامی عام و تقریبا همه کار و کاسبیای موفق پلتفرمی ان. جدا از اینکه سه پلتفرمی که در بالا اشاره کردیم، پلتفرمای موفق دیگری هم وجود دارن که شامل آمازون، ای بی، اینستاگرام، یوتیوب، تویچ، اسنپ چت، سلاک، واتس اپ، ویز، اوبر، لیفت، ایربنب، پینترس و… هم می شه.

رشد پلتفرما به امریکا محدود نمی شه؛ شرکتای پلتفرمی دیگری مثل علی بابا، تنسنت، بایدو و راکوتن، در چین و بیشترِ بخشای آسیا گسترده شدن. درواقع شرکتای پلتفرمی در کشورهای درحال پیشرفت نقش پررنگ تری بازی می کنن تا در امریکا.

هم زمان با فراگیرشدن دسترسی به اینترنت، رشد اقتصادی خیلی از این کشورها شدت گرفته. به خاطر اینکه این کشورها زیرساختای تجاری کشورهای پیشرفت یافته رو ندارن، اقتصادشان دور اینترنت و پلتفرما رشد کرده.

مثلا علی بابا بیشتر از ۸۰درصد از بازار تجارت الکترونیک چین رو کنترل می کنه و بیشتر از ۷۰درصد جست وجوها در چین از راه بایدو اتفاق میفته. تنسنت که حالا مهم ترین شرکت در آسیاست، بیشتر از ۸۵۰میلیون کاربر در پیام رسان اون چت داره و بسیاری حدس میزنن که بزرگ ترین شرکت بازی سازی در جهان باشه. دیدی کوادی که نسخه چینی اوبره، کنترل بازار تاکسی چین رو در اختیار داره.

در هند هم آمازون با پلتفرمای محلی مثل اسنپ دلی و فلیپ کارت مشغول رقابته تا بازار تجارت الکترونیک این کشور رو که به سرعت در حال رشده، به کنترل خود دربیاورد.

چه مشغول ساختن کسب وکاری پلتفرمی باشین و چه نباشید، بدون فهم درست اینکه پلتفرما چیجوری کار می کنن، نمی تونین در اقتصاد امروزی موفق باشین.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ساختار سازمانی چیه؟ "

سرمایه گذارها واسه پلتفرما ارزش بیشتری قائل ان

سرمایه گذارها عاشق پلتفرما هستن. پلتفرمای موفق، شبکه قدرتمندی دارن و اونو در مقیاسی اداره می کنن که به فراگیرشدن کسب وکار شون کمک می کنه.

هیچ شکی وجود نداره که پلتفرما در مقایسه با کسب و کارای خطی ارزش بیشتری دارن. طبق تحقیقی که انجام دادیم، سرمایه گذارها واسه پلتفرما در مقایسه با کسب و کارای خطیِ مثل، ارزش بیشتری قائل ان. بررسی ۵۰۰ سهام برتر در بازار سهام نیویورک نشون می ده که متوسط ضریب درآمد کسب و کارای پلتفرمی ۸٫۹ه. در مقابل، کسب و کارای خطی، بسته به مدل شون به طور متوسط ضریب درآمد ۲ تا ۴ دارن. تحقیقای مثل دیگر هم وجود اینجور فاصله ای بین این دو نوع کسب وکار رو تأیید می کنن.

ساختار کار و کاسبی پلتفرمی و کاربردهای اون  آموزشی

این فاصله با گذشت زمان در حال افزایشه و دلیل مشخصی واسه اون هست: پلتفرما در کوتاه مدت و دراز مدت کارکرد مالی بهتری دارن، مثلا رشد سریع تری دارن، بازگشت سرمایه شون بیشتره و حاشیه ی سود بالاتری دارن. درنتیجه، از اول قرن بیستم پلتفرما به سرعت از دیگر مدلای کسب وکار پیشی گرفتن.

باتوجه به روند الان، پیش بینی می شه پلتفرما تا سال ۲۰۲۰ موفق شن ۵درصد از ۵۰۰ سهام برتر نیویورک رو به خود اختصاص دهند. در طول ۵ تا ۱۰ سال آینده، بیشترِ شرکتای باارزش در سهام نیویورک پلتفرما هستن.

زمانی که کار و کاسبیا رو بررسی می کنین، این روند معنای بیشتری پیدا می کنه. موج بعدی شرکتای سهامی عام و بزرگ، پلتفرمی هستن. تقریبا ۶۰درصد کار و کاسبیایی که بیشتر از یک میلیارد دلار ارزش دارن، کسب و کارای پلتفرمی ان. اگه در سطح بین المللی نگاه کنین، این اعداد شگفت انگیزتر هم هستن: در آسیا در بین ۳۶ شرکتی که بیشتر از یک میلیارد دلار ارزش دارن، ۳۱ پلتفرم هست که چیزی حدود ۸۶درصده. دراین بین، مثلا، در چین ۸۱درصد از این شرکتا پلتفرم هستن. در هند هم از بین ۹ شرکتِ باارزش، ۸ تای اونا پلتفرم ان.

پلتفرما در مقایسه با کار و کاسبیای خطی ارزش بیشتری دارن. ارزش متوسط شرکتای پلتفرمیِ بزرگ ۴٫۵۱میلیارد دلاره، درحالی که ارزش متوسط کسب و کارای خطیِ بزرگ ۲٫۴۹میلیارد دلاره. به بیان دیگر، شرکتای پلتفرمی دو برابرِ شرکتای خطی ارزش دارن.

تعجبی نداره که پلتفرما سرمایه بیشتری جذب می کنن. پلتفرمایی که چندمیلیارد دلار ارزش دارن، در مقایسه با رقبای خطی شون دو برابر سرمایه جذب کردن. این رقم واسه شرکتای پلتفرمی ۴۶٫۲۴میلیارد دلار و واسه شرکتای خطی ۲۱٫۹۶میلیارد دلاره. علاوه براین، پلتفرما جذابیتای بیشتری واسه سرمایه گذارها دارن.

شرکتای پلتفرمی باتوجه به سرمایه ای که دریافت می کنن، در مقایسه با شرکتای خطی ۱۲درصد باارزش ترن. این آمار تأیید می کنه که سرمایه گذارا به سرمایه گذاری در شرکتای پلتفرمی اعتماد بیشتری دارن.

ساختار کار و کاسبی پلتفرمی

پلتفرما درنهایت با آسون کردن تراکنشا ارزش ایجاد می کنن، درحالی که کسب و کارای خطی با تولید کالا یا خدمات، این کار رو می کنن. به بیان دیگر، پلتفرما با ساختن رابطه و ایجاد تراکنش، ارزش ایجاد می کنن.

چیزی که پلتفرم تولید می کنه، تراکنش اصلیه و با این روش، واسه کاربرانش ارزش ایجاد می کنه. درزمان این مراحل، ارتباطات پنهون به تراکنش تبدیل می شن. انجام درست تراکنش اصلی مهم ترین بخش طراحی پلتفرم هاست، چراکه لازمه کاربران پلتفرم بارهاوبارها از اون استفاده کنن تا ارزشْ تولید و مبادله شه.

پلتفرم، تراکنش اصلی رو ممکن می سازه، اما نمیتونه رفتار کاربرانش رو به طور مستقیم کنترل کنه. اینجا رقابت اصلی اینه که چیجوری میشه میلیونا آدم رو مجبور کرد به روش هایی رفتار کنن که شما می خواید.

در اول باید کاربران رو جذب کنین تا به پلتفرم شما بپیوندند. بعد به اونا کمک می کنین تا به همدیگه وصل شن. در قدم بعد، تکنولوژی ای جفت و جور می کنین که تراکنش رو آسون کردن کنه و آخرش قوانینی واسه شبکه وضع می کنین تا اعتماد و کیفیت رو حفظ کنه.

پس، چار کارکرد اصلی پلتفرم عبارت ان از:

  • ساختن مخاطب
  • وصل کردن افراد
  • جفت و جور کردن وسیله ها و خدمات اصلی
  • وضع مقررات و استانداردها

اگه پلتفرمی بتونه خوب از پس این چار کارکرد بربیاید، قادر هستش تراکنش اصلی رو هم بکنه و شاید موفق هستش.

شکلای مختلف پلتفرما

ارزشای اصلی ای که منتقل می شن، عبارت ان از:

۱. بازار خدمات: یه جور خدمات؛

۲. بازار جنسا: محصولی فیزیکی؛

۳. پلتفرم پرداخت: پرداخت (بین دو فرد یا فرد و شرکت)؛

۴. پلتفرم سرمایه گذاری: سرمایه گذاری (انتقال پول واسه ساختاری مالی)؛

۵. شبکه های اجتماعی: شبکه ای با مراحل اصلیِ دوست یابی؛

۶. پلتفرم ارتباطی: ارتباطات اجتماعی مستقیم (مثلا پیام رسانی)؛

۷. پلتفرمای پیشرفت

  • پلتفرمای پیشرفت بسته: نرم افزای که واسه دسترسی به داده ها ساخته شده؛
  • پلتفرمای پیشرفت تحت کنترل: نرم افزاری که در محیط پیشرفت کامل و تحت کنترل ساخته شده؛
  • پلتفرمای پیشرفت باز: نرم افزار منبع باز و رایگان.

۸. پلتفرمای محتوایی

  • اجتماعی: یه جور پلتفرم محتوا که در اون، تراکنش اصلی متمرکزه بر پیداکردن بقیه و ایجاد رابطه با اونا.
  • رسانه: یه جور پلتفرم محتوا که در اون، تراکنش اصلی بر پیداکردن رسانه ها و ایجاد رابطه با اونا تمرکز داره.

ساختار کار و کاسبی پلتفرمی و کاربردهای اون  آموزشی

هماهنگ کردن طراحی پلتفرم با نوع اون، واسه موفقیت در این کسب وکارها ضروریه. پلتفرمایی که نتونن این کار رو به درستی بکنن، در رقابت با بقیه عقب می مونن. نوع پلتفرم بر همه چیز اثر می ذاره: از طراحی تراکنش اصلی گرفته تا چگونگی انجام چار کارکرد اصلی.

تشخیص اینکه هر کسب وکار با چه نوع پلتفرمی متناسبه، همیشه یکی از قدمای ساده واسه طراحی پلتفرم هاست.

منبع : applicoinc

ساختار کار و کاسبی پلتفرمی و کاربردهای اون  آموزشی

ایده خود رو به پول تبدیل کنین


۳

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید